Archive for the ‘گوناگون’ Category

لنگ یک میلیون دلاری

25 ژوئیه 2008

با تبلیغات پیکسلی که حتما آشنا هستید.

اگر نیستید توصیه می کنم ابتدا تاریخچه تبلیغات پیکسلی و تفاوتهای مفهومی عمده تبلیغات پیکسلی با دیگر روش های تبلیغات اینترنتی را مطالعه کنید و سپس این مطلب را دنبال کنید.
این روش تبلیغاتی اگرچه به واقع ایده ای منحصر به فرد (Unique) بود و تقریبا تمام سایتهایی که بعد از اولین سایت تبلیغات پیکسلی به وجود آمدند (حتی سایت دوم مبتکر این روش) با شکست مواجه شدند اما موج بزرگی را در تمام دنیا در راستای استفاده از ایده های ساده (که بعضا از نظر دیگران احمقانه هم به نظر می رسیدند) به وجود آورد.
برای اجرا کنندگان این ایده ها اصلا مهم نبود که دیگران ایده آن ها را احمقانه یا غیر کاربردی بدانند و تنها این نکته را هدف قرار داده بودند که به میزانی که مد نظر دارند برای خود پول جمع آوری کنند و تقریبا می توان گفت بعد از ظهور تبلیغات پیکسلی هر چیز با ارزش و بی ارزشی از نظر دارندگان ایده قابل فروش به نظر می رسید و تنها نیاز بود تا آن را به میزان کافی خرد و کوچک کنند تا برای همه قابل خرید باشد.
دریافت 1 میلیون دلار از یک نفر یا دریافت 1 دلار از 1 میلیون نفر. مسئله تنها همین است و طبیعتا نتیجه برای دریافت کننده پول کاملا یکسان خواهد بود.
اما مسلما همه نمی توانستند یک روش و ایده واحد را اجرا کنند و لازم بود تا در آن تغییراتی به وجود آورده و آن را بهبود بخشند. پس طوفان خلاقیتها آغاز شد.
و این چنین بود که خرد کردن و فروختن همه چیز شروع شد. چند مثال

جیمز استوارت و لنگش

جیمز استوارت و لنگش

همه این ها را گفتم تا برسم به جدیدترین این ایده ها که توسط یک نیوزلندی 24 ساله در حال اجرایی شدن است. جیمز استوارت تصمیم دارد ساق پای چپ خود را به یک بیلبورد تبلیغاتی تبدیل کند و فضای روی آن را به فروش برساند.
طبق برنامه او ساق پای خود را به 2000 قسمت 1 سانتی متر مربعی تقسیم نموده و برای هر قسمت 500 دلار قیمت تعیین کرده است.
او بنا دارد 1 میلیون دلاری که از این راه کسب خواهد کرد را برای سایت جدید خود هزینه کند.
شما چه فکر می کنید؟

سایت پروژه جیمز استوارت

لوری پاپ، مادری که اسباب بازی اجاره می دهد

21 فوریه 2008

اگر شما فیلم ها، بازی های ویدئویی و حتی ساکهای دستی را از اینترنت اجاره می کنید، چرا اسباب بازی نه؟
این فکری بود که لوری پاپ مادر 2 پسر بچه 2 قلوی 8 ماهه پیش خود کرد وقتی نتوانست اسباب بازی های مرغوبی را از طریق اینترنت برای بچه هایش بیابد. و این جرقه ای شد برای تاسیس شرکتی به نام BabyPlays که فعالیت آن اجاره اسباب بازی به خانواده هاست.

لوری پاپ در شرکت خود به والدین اجازه می دهد تا در ازای پرداخت مبلغی مشخص هر ماه تعدادی اسباب بازی را به صورت آماده از طریق پست درب منزل تحویل بگیرند.
روال کار به این صورت است که:
1- ابتدا خانواده ها نوعی از سرویس را که مناسب برنامه و جیبشان است انتخاب می کنند. مثلا ارزانترین سرویس که سرویس نقره ای باشد مساوی است با دریافت 4 اسباب بازی در هر ماه برای طول مدت 3 ماه به ازای ماهی 36.99 دلار و گرانترین سرویس که سرویس پلاتینیومی نام دارد مساوی است با دریافت 10 اسباب بازی در هر ماه برای مدت 3 ماه که هزینه آن ماهی 64.99 دلار است. در کل تعداد اسباب بازی های دریافتی ماهانه می تواند بین 4 تا 10 متغیر باشد و مدت زمان نگهداری نیز بین 3 تا 12 ماه.
babyplays1.jpg2- انتخاب اسباب بازی های محبوب از بین اسباب بازی هایی که در سایت به نمایش درآمده اند. تنوع اسباب بازی ها در حال حاضر بیش از 200 نوع اسباب بازی برای نوزادان تا بچه های پیش دبستانی است (لیست کامل برای اعضای سایت قابل بازدید است).
3- بعد از چند روز اسباب بازی ها را از طریق پست درب منزل درخواست کنندگان تحویل خواهد شد.
4- آن ها می توانند برای مدت 30 روز آن ها را پیش خود نگه دارند و پس از آن نیز می توانند بدون مبالغ اضافی نگهداری اسباب بازی ها را تمدید کنند.
5- اگر خانواده ها نخواهند نگه داری اسباب بازی ها را تمدید کنند و اسباب بازی های تازه ای از لیستشان بخواهند تنها کاری که لازم است انجام دهند این است که اسباب بازی را مانند لحظه تحویل در بسته قرار دهند و برچسب ارسال پستی را که از قبل در جعبه قرار داده شده روی آن بچسبانند و آن را به نزدیکترین شعبه شرکت خدمات تحویل سریع UPS تحویل دهند.
6- وقتی بسته پستی به شرکت خانم پاپ رسید، سری بعدی اسباب بازی ها برای خانواده ها ارسال می گردد.
همچنین می توان در انتهای هر ماه اسباب بازی های مورد تمایل را پیش خود نگه داشت و مابقی را برای تعویض پس فرستاد یا حتی می توان با مراجعه به سایت آن را خرید. اگر هم یک اسباب بازی در مدتی که در خانه است بشکند یا قطعه ای از آن گم شود مبلغی بین 4 تا 6 دلار که بستگی به آسیب وارده خواهد داشت به عنوان خسارت دریافت خواهد گردید. ضمنا اگر یک اسباب بازی در زمان تحویل به خانواده شکسته با معیوب باشد، آن ها می توانند نهایتا تا 72 ساعت بعد از دریافت اسباب بازی ایراد را به شرکت اطلاع دهند تا یک نمونه سالم از آن اسباب بازی برای آن ها ارسال شود. اسباب بازی شکسته را هم می توانند در هنگام تعویض انتهای ماه برای شرکت پس بفرستند.
از موارد بسیار جالب فعالیت خانم پاپ در این شرکت چگونگی انتخاب اسباب بازی ها برای ارائه به مشتریان است. هر زمان یک اسباب بازی جدید کاندیدای ورود به محصولات باشد، او مشتری های نزدیک به خود (از نظر مکانی) و همچنین بچه هایش را برای تست محصول به شرکتش دعوت می کند تا با نظر جمعی اسباب بازی جدید انتخاب شود اما اگر لحظاتی کوتاه حتی برای چند دقیقه بچه ها واکنشی منفی نسبت به اسباب بازی ها نشان دهند، آن اسباب بازی دیگر هیچ شانسی برای انتخاب شدن نخواهد داشت و از گردونه خرید حذف می شود.
در زمان شروع فعالیت، خانم پاپ تنها 10 مشتری داشت اما حالا بیش از 200 مشتری دارد که 40 عدد از آن ها پدربزرگ و مادربزرگ هستند. لوری پاپ هم اکنون در حال تدارک انتقال به انبار 900 متر مربعی اش است.
او تا کنون 250.000 دلار برای تجارت خود هزینه کرده که ماهی 12.000 دلار نیز به آن افزوده می شود. البته ذکر این نکته نیز لازم است که بخش اعظم درآمد وی از شغل دیگری است و اجاره اسباب بازی تجارت دوم او می باشد.
در حال حاضر به صورت متوسط 7 عدد از هر اسباب بازی در انبار وی موجود است و او در تلاش است تا این تعداد را ظرف 2 ماه آینده به 2 برابر برساند.

منابع: Business Opportunities Weblog و Associated Press

لینک این مطلب در بالاترین

وبلاگ های زندانی

19 فوریه 2008

نمی دانم برای شما هم در زمان شروع وبلاگ نویسی این مشکل پیش آمده که نام های مناسبی را برای وبلاگتان انتخاب کنید ولی ببینید پیش از شما کسی آن نام را استفاده کرده؟ اگر جوابتان نه است، یا احتمالا جزو اولین وبلاگ نویسان سرویس دهنده وبلاگتان بوده اید یا بسیار خوش شانسید. البته 1 احتمال دیگر هم هست و آن این که نام وبلاگ شما زیاد چنگی به دل نزند.
به هر حال این اتفاقی است که در زمان شروع وبلاگ نویسی برای بسیاری رخ می دهد مخصوصا اگر بخواهند در سرویس های وبلاگ نویسی مهم وبلاگ بنویسند.
خیلی از مواقع وقتی به آدرس دلخواهتان مراجعه می کنید یا به قول ناظم خدابیامرز ما خودتان را به آدرس دلخواهتان مراجعه می کنید می بینید آن آدرس فقط ثبت شده و هیچ محتوایی در آن وجود ندارد. شما هم حسرتی می خورید و می روید سراغ آدرس بعدی. اما واقعیت این است که تعداد چنین وبلاگهایی کم نیستند و اگر بخواهید وبلاگی با اسمی خوب و کوتاه ثبت کنید بسیار به این مشکل برخواهید خورد. اما این نام ها در اختیار چه کسانی است؟ متاسفانه در اختیار خود ما. نام محبوب من در اختیار شما و نام محبوب شما در اختیار من و هیچ کدام هم از آن آدرس ها استفاده شایانی نمی کنیم. بیشتر مواقع که اصلا استفاده نمی کنیم.
منطقا بزرگترین دلیل این رفتار هم رایگان بودن این آدرس ها است.
حالا چه باید کرد؟ فقط 2 راه وجود دارد. 1- یافتن مالک کنونی آدرس و جلب رضایت (چرب کردن سبیل) او، 2- انتخاب یک نام و آدرس دیگر و شروع فعالیت در آنجا.
اکثریت راه دوم را انتخاب می کنند. هم به این دلیل که آدرس اگرچه مهم است ولی مهمترین چیز برای یک سایت نیست و هم به این امید که بعد از چند ماه استفاده نکردن از آن آدرس (که کمتر اتفاق می افتد) به صورت خودکار توسط سرویس دهنده آزاد شود یا توسط مالک کنونی پاک شود تا آن ها بتوانند تصاحبش کنند.

حالا یک مشکل دیگر. البته برای وردپرسی ها.
در ورد پرس امکان استفاده مجدد از آدرس وبلاگ هایی که توسط مالکینش پاک شوند به هیچ وجه وجود نخواهد داشت. یعنی مثلا نامهای زیبایی مثل hitech.wordpress.com یا update.wordpress.com تعطیل. دیگر کسی نمی تواند آن ها را تصاحب کند چون صاحبان بی خیالشان آن ها را از روی هوس ثبت کرده و بعد هم آن را پاک کرده اند. البته از آنجایی که من عاشق خلاقیتم یک نقیض هم مثال بزنم. delete.wordpress.com هم در بین نامهای حذف شده است اما این یکی انگار بیشتر به خلاقیت و رکورد گذاری می ماند تا بی مبالاتی.
به هر حال، وبلاگهای وردپرسی زیادی هم اکنون وجود دارند که متاسفانه فقط ثبت شده اند و استفاده ای از آن ها نمی شود اما خوشبختانه هنوز پاک نشده اند که نتوان آن ها را برگرداند. مثلا نامهای خوبی مثل web2.wordpress.com یا love.wordpress.com یا blogger.wordpress.com چنین وضعیتی دارند. nokia.wordpress.com و search.wordpress.com هم از قلم نیافتند. شاید صاحبین کنونی بسیاری از این وبلاگها ایرانی باشند و شاید هم اکنون در حال مطالعه این متون هستند. همیشه نمی توان به راحتی موارد زیر، ایرانی بودن مالک وبلاگ را تشخیص داد.
graphic.wordpress.com
iran.wordpress.com
daily.wordpress.com

حال تمام این مقدمه طولانی برای چه بود؟ برای این که از وردپرسی ها دعوت کنم تا اگر وبلاگ هایی این چنینی دارند و تصمیم خاصی هم برای آن ندارند، نگذارند این نامهای ارزشمند در اکانتشان خاک بخورد و مالکیت آن ها را به دیگرانی که در به در به دنبالشان هستند انتقال دهند.
برای این کار می توانید در بخش نظرات همین پست آدرس های مورد نظرتان را اعلام کنید یا اگر کسی حوصله دارد وبلاگی در این باره راه اندازی کند تا همه در آن جا آدرس هایشان را اعلام کنند.
و اما روش انتقال در وردپرس به این صورت است که ابتدا باید درخواست کننده (مالک جدید) را به عنوان نویسنده وبلاگ با سطح کاربری Administrator تعریف کنید. وقتی درخواست کننده ادمین شود اجازه انجام هرکاری را دارد از جمله پاک کردن همه مطالب، نویسنده ها و حتی کل وبلاگ. در واقع قدرت او با شمایی که پیش از این مدیر وبلاگ بوده اید یکسان خواهد شد. آن وقت او نام شما را از لیست نویسندگان وبلاگ مورد نظر پاک می کند و در واقع جایتان تغییر می کند. حالا او تنها مدیر وبلاگ است.

از خودم شروع می کنم.
من 3 وبلاگ این چنینی دارم که هم از آن ها در حال حاضر استفاده نمی کنم و هم برنامه خاصی برایشان ندارم. اگر کسی تمایل دارد اعلام کند تا ترتیب انتقالش را بدهم. ضمنا فله ای هم نمی دهم.

pageview.wordpress.com
مناسب جهت وبلاگی که بخواهد مطالبی درباره بهتر و بیشتر دیده شدن سایتها بنویسد. مثلا متخصصین سئو.

ftech.wordpress.com
مناسب جهت یک وبلاگ گروهی تخصصی قدر و کاردرست درباره تکنولوژی های آینده

feedbank.wordpress.com
این نام را جهت راه اندازی وبلاگی که فعالیتش جمع آوری و دسته بندی موضوعی و برچسبی آدرس فید سایتها و وبلاگهای فارسی است ثبت کردم. همچنین می توان آن را تبدیل کرد به مرجعی از لینک به وبلاگ ها و سایتهای مختلفی که درباره آر اس اس مطلب نوشته اند یا طرحهایی از آیکون های فید دارند. چنین وبلاگی ویژگی های مثبت زیادی خواهد داشت از جمله این که 1- بر اساس دسته بندی های موضوعی و برچسبی سایتها می توان راحت تر سایتهای مورد علاقه را یافت و فید آن ها را دنبال کرد. 2- مشخص شدن تراکم وبلاگ های که درباره موضوعات مشخصی می نویسند و یافتن موضوعاتی که وبلاگهای کمی درباره آن ها موجود است یا اصلا موجود نیست. مثلا وبلاگهایی درباره بخشهای مختلف IT بسیار زیادند اما وبلاگ هایی درباره بیلیارد بازی کردن، زندگی شهری، حیوانات، زنان باردار و … چطور؟ 3- مهم، مهم، مهم: تفکیک شدن وبلاگهایی که درباره کودکان و نوجوانان می نویسند یا توسط آن ها نوشته می شوند. اینترنت خیلی بی در و پیکرتر از آن است که بتوان کودکان و نوجوانان را با خیال راحت در آن آزاد گذاشت. حداقل برای شروع. 4- بقچه: همان بسته. همان Bundle. بعد از مدتی می توان آدرس فید های با موضوعات مشخص را به صورت یک بسته ارائه نمود تا مثلا علاقمندان به سینما کل بسته را به یکباره وارد ریدرشان کنند و مثلا 50 وبلاگ سینمایی را دنبال کنند. 5- استفاده از نظرات داورانه دیگران درباره هر فید. به هر حال چنین وبلاگی بخش نظرات هم دارد و بازدید کنندگان می توانند درباره فیدها نظر بدهند. این نظرات کار انتخاب را برای بازدید کننده های بعدی بسیار ساده می کند. و …
این آدرس برای من بسیار عزیز است. زیرا نتیجه فعالیتش بسیار مفید است. مخصوصا برای کودکان و نوجوانان. راستش فکر ایجاد چنین وبلاگی از لحظه دیدن آن کتاب PDF معروف که برای بچه ها تجویز شده بود و اگردیده ایدش می دانید کدام را می گویم و اگر ندیده اید بی خیال در ذهنم شکل گرفت.

رنگین کلام: رنگین کمان اینترنتی

13 فوریه 2008
من عاشق خلاقیتم. هر طور که باشد. بزرگ یا کوچک. گران یا ارزان. شاید به دلیل منابع مالی کم (به قول … چپ خالی)، توان اجرایی کردن هر ایده خوبی را نداشته باشم (همه که گوگل نیستند)، اما از آن ایده و خلاقیت لذت که می توانم ببرم و می توانم مدلهای ارزانترش را در ذهن خودم تصور کنم. البته خلاقیتهای ارزان یا ساده را فقط به خاطر قابلیت اجرای سریعشان دوست ندارم بلکه در واقع از دید من هرچقدر نسبت سادگی به کارایی یک خلاقیت بزرگتر باشد آن خلاقیت جذابتر است. شاید شما یک ایده با هزینه اجرایی 100 هزار دلار داشته باشید که 1 میلیون دلار سود عایدتان کند. حالا این را مقایسه کنید با ایده 1000 دلاری که 1 میلیون دلار سود عایدتان کند. کدام بهتر است؟
مثلا این سایت را ببینید. کارش ارائه خدمات چت به سایتهای تجاری و فروشگاهها است. در واقع چت باکس این سایت برای بازدیدکننده یک سایت مثل فروشنده ای است که وقتی وارد یک فروشگاه واقعی می شوید جلو میاید و می پرسد که آیا می تواند کمکی انجام دهد؟ فکر می کنید مزاحم بازدیدتان می شود؟ خوب پنجره اش را ببندید. مثل همان فروشنده که در جواب سوالش می گویید فعلا خیر، اگر کمکی نیاز بود صدایتان می زنم. این برای سایتهای فروشنده فکر بسیار زیبایی است. و البته که اجرای این ایده مستلزم برنامه ای دقیق و منابع مالی بسیار است پس سهم من فعلا فقط لذت بردن از ایده آن است.
این یکی را چه می گویید. اجاره دادن پارکینگهای بلا استفاده خانه های نقاط مختلف شهر به درخواست کنندگان پارکینگ و شریک شدن در درآمد آن با صاحبان پارکینگ. در واقع وصل کردن کسانی که پارکینگ دارند ولی ماشین ندارند به کسانی که ماشین دارند ولی پارکینگ ندارند.
و بسیار ایده های دیگر.
این ایده ها عالی هستند و ویژگی دورانی که ما در آن زندگی می کنیم. استفاده از منابع دیگران به نفع خود و شریک شدن در سود آن با آن ها (حتی گاهی بدون شریک شدن، البته به صورت مجاز). مگر ebay کاری جز این می کند یا حتی خود گوگل. ظرف 2 سال گذشته بخشی از درآمد من برای رساندن جدیدترین اخبار در زمینه های مورد علاقه دوستانم به آن ها بود. فکر می کنید خبرها را از کجا می آوردم؟ از گوگل نیوز و گوگل آلرتز. من در حال انجام چه کاری بودم؟ استفاده از منابع رایگان گوگل. دنیای بی نظیری است، نه؟ واقعا که اینترنت یکی از بهترین دوستان ماست.
حالا ایده های ساده. همین امروز (دیروز) در وبلاگ دکتر مجیدی به مناسبت هزارمین پستش یک کامنت تبریک گذاشتم. نامگذاری این وبلاگ یکی از همان ایده های ساده ای است که من از آن ها لذت می برم. این نام این قابلیت را دارد که در بسیاری از لیست ها (مثلا این را ببینید) کاملا خودنمایی کند. اگر با حروف نوشته شود (یک پزشک) در انتهای لیست قرار خواهد گرفت و اگر با عدد نوشته شود (1پزشک) در ابتدای لیست. در هر صورت مستقل از این که این وبلاگ چه محتوایی را عرضه می کند در بسیاری از لیست ها قابل دیده شدن است که خوشبختانه محتوای بی نظیری را هم ارائه می کند. در بین نامها از نظر من وبلاگ حسین درخشان هم نام خوبی دارد و کاملا موید آزادی یک وبلاگ به عنوان یک رسانه شخصی که جهت انتشار مطالبش نیاز به اجازه هیچ شخص و مقامی ندارد هست. «سردبیر: خودم»
نقطه ته خط و کیبرد آزاد هم به نظر من اسامی زیبایی دارند.
راستی حالا که صحبت حسین درخشان شد دوست دارم یک چیز را بدانم. واقعا علت این که هر جا نامی از او می آید فحش و ناسزا پیوستش است چیست؟ مگر او چه کرده و یا چه نکرده؟ اگر کسی می داند من را هم روشن سازد.
یا این آقا را ببینید. تصمیم دارد ده هزارمین توییت خود در سایت توییتر را بفروشد و مبلغ آن را به صورت مساوی بین 2 سازمان خیریه تقسیم کند. حرکت او بسیار ارزشمند و قابل احترام است و من امیدوارم با نوشتن همین سطور کمکی هرچند کوچک در گسترش ایده انساندوستانه او داشته باشم اما در عین حال لطفا به خود ایده هم توجه داشته باشید. ایده ای ساده که اجرایی شدنش یک روز هم زمان نمی برد.
یا همین تبلیغات پیکسلی. وقتی برای اولین بار تصویر یک سایت پیکسلی را دیدم تا چند شب خواب راحت نداشتم.
و یکی دیگر. یکی از بستگان ما سواد درستی ندارد و حتی نمی تواند نام و شماره تلفن بچه هایش را در دفتر تلفن پیدا کند. فکر می کنید برایش چه کردیم؟ با کمک هم برای هر کدام از فامیل در دفتر تلفنش یک تصویر کشیدیم. مثلا آن که آرایشگر است یک سر با موهای فرفری یا یک عینک به عنوان علامت مشخصه دیگری و به همین ترتیب. چه فرقی بین آن فامیل مسن و من و شما هست؟ هر تصویری قابلیت این را دارد که هر کدام از ما را به یاد یک خاطره بیندازد. در طول روزهای سال بیشتر ناراحت بوده اید یا خوشحال؟ این هم ایده ای در این راستا. تصویری برای هر کدام از روزهای سال. فکرش را بکنید که چه لذتی دارد مرور این تصاویر بعد از یکسال. نام این ایده پروژه 365 است.
ایده های این چنینی بسیارند اما عجب مقدمه ای شد بر مطلب اصلی که می خواستم بنویسم.
چند وقت پیش ایده ای داشتم درباره این که چطور می شود کیفیت سایتهای خرید و فروش دامین را بهتر کرد؟ طبیعتا ایده ها پیرو نیازها به وجود می آیند و ایده من هم بعد از این که متوجه شدم دامین خوبم قابلیت دیده شدن در بین دامین ها را ندارد به ذهنم رسید. دامینی که تصمیم داشتم بفروشمش Bybits.com بود. به این فکر کردم که اگر کسی دامین من را به جای Bybits به صورت By Bits ببیند چه قدر بیشتر تشویق به خرید آن می شود. همین حالت را تصور کنید برای مثلا گوگل. Google موثرتر از google نیست؟ یا !Yahoo به جای yahoo؟
با خودم فکر می کردم چطور تست و فراگیرش کنم. تصمیم گرفتم سایتی راه بیاندازم تا کلمات مختلف یه این صورت نوشته و در آن نمایش داده شوند. آن را در یک صفحه از سایت پیکسلز قرار دادم و نام آن شد رنگین کلام. البته بعدها من از اجرای ایده ام منصرف شدم و رو به ایده های دیگری آوردم. اما هنوز جسته و گریخته ایمیلی که شامل کلمات رنگارنگ جدیدی باشد به دستم می رسد و من هم از سر تعهد وظیفه دارم آن را بر روی سایت قرار دهم. نتیجه فعلی را ببینید. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن یافت می شود.
این مطلب عریض و طویل را نوشتم تا اعلام کنم دیگر زمان ادامه دادن این ایده را ندارم و تصمیم دارم متوقفش کنم و مانند بسیاری از کارهای دیگرم همانطور که هست به یادگار نگهش دارم و از نگاه کردن به آن ایده های جدید بگیرم.
شما هم به یادگاری نوشتن در این دفتر رنگارنگ قبل از بسته شدن آن دعوتید.
زمان: از همین لحظه تا انتهای بهمن ماه
مکان: از این طرف لطفا

مراقبه در وبلاگ نویسی

9 فوریه 2008

شما در وبلاگتان معمولا درباره چه موضوعی می نویسید؟ درباره بحثهای تکراری روز مثل مقایسه ویندوز و لینوکس یا اهمیت گوگل ریدر در آینده بشریت؟ درباره سیاست؟ درباره خودتان که وای چه قدر دنیا عالی است یا اه حالتان از این وضع به هم می خورد؟ شاید هم آموزش روشن کردن کامپیوتر را ارائه می کنید. بعضی ها هم مانند روش اس ام اسی مرسوم در توییتر کوتاه نویسی می کنند. راستی لینک دانلود و عکس هم خوب جواب می دهد، مثلا لینک دانلود یک فیلم با حجم 5 گیگ برای استفاده کنندگان از سرویس دایال آپ یا عکس بچه های خواب آلود یا یانگوم.
در هرصورت غرض از این زیاده گویی این بود که آیا در وبلاگ نویسی خودتان را پیدا کرده اید یا نه؟
word-count-journal.jpg مدیران سرویس وبلاگ نویسی منحصر به فرد Word Count Journal فکر می کنند کلمات بسیار بیش از چیزی که همگان فکر می کنند مهم و ارزشمند هستند. البته این تفکر اشتباهی نیست. گاهی یک کلمه به اندازه یک سخنرانی تبعات دارد. از قدیم الایام بزرگانمان به ما آموخته اند که 2 گوش داریم و 1 زبان پس لازم است 2 برابر یا حداقل بیشتر از آن چیزی که می گوییم (می نویسیم) بشنویم (بخوانیم). طبیعتا اگر این اتفاق بیافتد پخته تر و موثر تر خواهیم گفت و نوشت.
اگر در طول یکسال در روز اول 1 کلمه، روز دوم 2 کلمه، روز سوم 3 کلمه در وبلاگمان بنویسیم و به همین ترتیب تا پایان سال پیش برویم 66.795 کلمه نوشته ایم. 66.795 کلمه ای که می تواند ثروتمندمان کند، می تواند کسانی را به خوشبختی یا بدبختی رهنمون کند یا مثل پرویز کامبخش به حکم اعداممان منتهی شود.
در واقع بهتر است بر گفته ها و نوشته ها و سرانجام آن ها احاطه داشته باشیم و بدانیم در حال انجام چه کاری هستیم. در غیر این صورت هیچ نگفتن یا ننوشتن بهتر نیست؟
شمارش کلمات اساس فعالیت این سرویس وبلاگ نویسی است یعنی شما با درنظر گرفتن این که چندمین روزی است که می نویسید مجاز خواهید بود تا تعداد کلمات مشخصی را مورد استفاده قرار دهید. این کار تمرینی است برای بهتر و غنی تر نوشتن.
کنفوسیوس می گوید: طولانی ترین سفرها همیشه با اولین قدم شروع می شوند.